یه عالمه مطلب قشنگ قاطی پاتی
**..تو بیا اگه خوشت نیومد دیگه نیا..با یه لبخند بیا تو 18+**  
قالب وبلاگ
سلامممممم....بعد از حدود یه سال برگشتم........ اینستاگرام من abolfazl_agn      ای دی لاین من naghi0098     دوستایی که فالو یا اد میکنن حتما حتما حتما بگن که از طریق وبلاگ بده مرسیییی فعلا

[ شنبه سوم مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۲۰ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
كاش ميشد بچگی را زنده كرد, كودكی شد كودكانه گريه كرد, شعر قهر قهرم تا قيامت را سرود, آن قيامت كه فقط يک لحظه بود, فاصله با كودكی با ما چه كرد, كاش ميشد بچگانه خنده كرد, کاش ميشد همچو آواز خوش يک دوره گرد, زندگی را بار ديگر دوره کرد.❤
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۳ ] [ ۱۲ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]

پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم می‌زد.



روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد.



همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد، به نزد او آمدند و گفتند:



عجب بد شانسی‌ای آوردی




پیرمرد جواب داد: بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟


چندی بعد اسب پیرمرد به همراه چند اسب وحشی دیگر


به خانه‌ی پیرمرد بازگشت.


این‌بار همسایگان با خوشحالی به او گفتند: عجب خوش شانسی‌ای

آوردی!

اما پیرمرد جواب داد: خوش شانسی؟ بد شانسی؟ کسی چه می‌داند؟



بعد از مدتی پسر جوان پیرمرد در حالی که سعی می‌کرد یکی از آن


اسب‌های وحشی را رام کند از روی اسب به زمین خورد و پایش شکست.



باز همسایگان گفتند: “عجب بد شانسی‌ای آوردی!” و این‌بار هم پیرمرد


جواب داد: “بد شانسی؟ خوش شانسی؟ کسی چه می‌داند؟”



در همان هنگام، ماموران حکومتی به روستا آمدند.



آن‌ها برای ارتش به سربازهای جوان احتیاج داشتند.



از این رو هرچه جوان در روستا بود را برای سربازی با خود بردند،



اما وقتی دیدند که پسر پیرمرد پایش شکسته است و نمی‌تواند


راه برود، از بردن او منصرف شدند.



“خوش شانسی؟ بد شانسی؟ چـــه می‌داند؟



هر حادثه‌ای که در زندگی ما روی می‌دهد، دو روی دارد.



یک روی خوب و یک روی بد.



هیچ اتفاقی خوب مطلق و یا بد مطلق نیست.



بهتر است همیشه این دو را در کنار هم ببینیم.



زندگی سرشار از حوادث است…

[ یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
   زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر

    زندگی مشترک داشتند.آنها همه چیز

    را به طور مساوی بین خود تقسیم

    کرده بودند.در مورد همه

    چیز باهم صحبت می کردند

    وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی

    کردند مگر یک چیز:یک جعبه کفش در

    بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش

    خواسته بود هرگز آن را باز نکند

    ودر مورد آن هم چیزی

    نپرسد

    در همه این سالها پیرمرد آن

    را نادیده گرفته بود اما بالاخره

    یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد

    وپزشکان از او قطع امید کردند.در

    حالی که با یکدیگر امور باقی را

    رفع ورجوع می کردند پیرمرد جعبه کفش را

    آوردونزد


    همسرش برد.

    پیرزن تصدیق کرد که وقت آن

    رسیده است که همه چیز را در مورد

    جعبه به شوهرش بگوید.پس از او

    خواست تا در جعبه را باز کند .وقتی

    پیرمرد در جعبه را باز کرد دو

    عروسک بافتنی ومقداری پول به مبلغ

    95 هزار دلار پیدا کرد پیرمرد دراین

    باره از همسرش سوال نمود.

    پیرزن گفت :هنگامی

    که ما قول وقرار ازدواج

    گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که

    راز خوشبختی زندگی مشترک در این

    است که هیچ وقت مشاجره نکنید او به

    من گفت که هروقت از دست توعصبانی

    شدم ساکت بمانم ویک عروسک

    ببافم.


  پیرمرد به شدت تحت تاثیر


    قرار گرفت وسعی کرد اشک هایش

    سرازیر نشود فقط دو عروسک در جعبه

    بود پس همسرش فقط دو بار در طول

    زندگی مشترکشان از دست او رنجیده

    بود از این بابت در دلش شادمان شد پس

    رو به همسرش کرد وگفت این همه پول

    چطور؟پس اینها ازکجا

    آمده؟

    در پاسخ

    گفت :آه عزیزم این پولی است که از

    فروش عروسک ها به دست اورده ام

[ یکشنبه هفتم مهر ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
درخواست کمیته استهلال ماه شوال از استقلال


لطفاً پرچمتونو یکم بیارید پایین تر هلال ماه دیده بشه
[ یکشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۲ ] [ ۱۸ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]


رفتم عسل بخرم فروشنده میگه عسل خوب داریم 75 تومن!!خوانسار هم هست 57 تومن!

عسل 3 تومنی و 5 تومنی هم داریم…

                                        فک کنم اون آخریا دیگه آزمایش ادرار زنبور بوده
[ پنجشنبه سی ام خرداد ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]


        اونقدری که ایرانیا با آیفونای تصویریشون کوچه رو دید میزنن آمریکا با


پهباداش جاسوسیه خاک ایرانُ نمیکنه. مملکته داریم؟


[ دوشنبه ششم خرداد ۱۳۹۲ ] [ ۱۴ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]

آیا میدانستید در ایران هنگام رد شدن از خیابان های یک طرفه

اگر دو طرف را نگاه نکنید میمیرید !؟

[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۶ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
زن:غذا خوردی ؟
مرد:غذا خوردی ؟
زن:دارم از تو میپرسم
مرد:دارم از تو میپرسم
زن:ادای منو در میاری ؟
مرد:ادای منو درمیاری ؟
زن:بریم خرید ؟
مرد:غذا خوردم :|
.

[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۶ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
اس ام اس جدید ایرانسل:
مشترک گرامی
بخدا اگر بفهمم رفتی رایتل خریدی باهات کات میکنم
۱ بار با همراه اول بهم خیانت کردی
بسه دیگه، تحملشو ندارم!

[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۶ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم...


[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۶ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
طرف به انگلیسیه میگه اسمت چیه؟میگه وات هستم ، جیمز وات...

انگلیسیه میپرسه اسم تو چیه؟ طرف میگه باس هستم ، عـَب باس!

[ جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۱ قبل از ظهر ] [ abolfazl ]
کارشناسان ایتالیایی اعلام کردند:

سرعت حلزون قطع نخاع شده ۱۵ درصد از سرعت اینترنت ایران بیشتره...

[ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]

*** ﺧﺒﺮ ﻣﻬﻢ ****** ﺧﺒﺮ ﻣﻬﻢ***
ﻣﯿﮕﻦ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎ ﻫﻤﻪ ﮐﻨﺴﻞ ﺷﺪﻩ!
ﻫﻤﺸﻮﻥ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻌﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ!

ﺍﯾﻨﻢ ﻟﯿﻨﮏ ﺧﺒﺮﺵ!
http://1o2.ir/6usk7

[ شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
تو یه پیجی یه استاتوس زده آیا میدانستید justin bieber اصلیتی ایرانی دارد؟

اسم او جاسم بابایی است …

بعد یه بنده خدایی با روحیه ی لطیفش اومده کامنت گذاشته

به سلامتی روح آریایی و خون پاک آریایی که تو وجودشه!!

[ شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
وقتی به دنیا اومدم از تعجب تا چند سال نتونستم حرف بزنم. :دی

[ شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ۱۵ بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام . این وبلاگ قصد داره موجبات خنده و شادی هموطنان عزیز رو فراهم کنه... ...هرگونه کپی برداری از این وبلاگ کاملا آزاده....برای تبادل لینک ابتدا شما منو با اسم وبلاگم بلینکید..بعد خبر بدید منم شمارو بلینکم...خواهش می کنم نظر بذارید....هم اکنون نیازمند نظر شما هستیم....دادن نظر دادن زندگی است...ستاد ایجاد انگیزه در وبلاگ نویسان جوان......

اینجا هم
"شــــــــــوخی میکنن"
هم
"جـــــــــــــدی میکنن" ...

پس اگه جنبه نداری نیــــــا ..

ابوالفضل هستم

متولد 1376


نظر فراموش نشه لطفا

یه سری هم به ارشیو وب بزنید ضرر نمیکنید


اهل دبیرستانم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دبیرستانم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم


❤ღ یه عالمه مطلب قشنگ قاطی پاتی❤ღ
امکانات وب
P align=center> ??? یه عالمه مطلب قشنگ قاتی پاتی???


  • سیم پین
  • زمستانه